فتح

image

دلم را ساده نگیر”

سالهاست

در محاصره موهایت است”

تا فتح مرزهای تنت

مگر چند “کوبانی”

راه است..

شعر | ۶ می بان

قدم

دار

امسال پاییزی ترینم

تو را پوشیده ام

چقدر به من آمدنت

آشوب باد را کم کرده است”

لبخندت را ادامه بده

هزار شکوفه را در دل این خزان

به تصویر می کشد

مبادا 

دست بکشی از نگاهت”

که خشکسالی اینجا قطعی می شود

من از نبض می افتم و

پاییز دیگر نخواهد رفت

همین شکلی بمان”

دریا قد درازی میکند

که به پایت برسد

نمی داند

از او بهتر

قدم برمیداری

زمین احیاء می شود”

آخر می دانی

داستان من فرق میکند”

از وقتی آغشته به دریای موهایت شده ام

مجنون دیگر در افسانه نیست

منم که دوستت دارم”

حق دارم”

لبانت

ترکیب شیر و عسل بهشت را 

به هم زده است”

می دانی

“عشق”

سایه خدا

بر روی زمین است..

می شود دوباره

پایت در میان باشد

تا زندگی دیگر

این پا و آن پا نکند..

پاییز

همه چیز را فرو میریزد

برگ و بغض را زودتر

تو من را نگه داشته ایی”

زیبا تر از این نمی شود

کسی چون “تو”

با آن چشمان سیاه

در شعرهایم می رقصد..

 

شعر | ۱۳ می بان

“حال”

image

نگاه می کنم

به خالی جاهایت”

چه حال بدی است

تازه بفهمی

کنار رودخانه

کوچه و خیابان

یا همان جاده لعنتی فرودگاه”

همه

دست به یکی کرده بودند

برای رفتنت..

شعر | ۳ می بان
احتمالا چون حرف های کسی نیست، مال من است. با ذکر منبع کپی کردن موردی ندارد